در دنیای امروز و با توجه به پیشرفت علم ، داشتن یک بیماری در اثر مشکلات ژنتیکی در زمان تولد دیگر امر عجیبی به حساب نمی آید و حتی در بسیاری از موارد هم این نابسامانیها قابل جبران و یا درمان شناخته شده اند ، که از جمله این بیماریها دو جنسیتی بودن بعضی از افراد است.
این گروه درعین اینکه در جامعه ظاهرا" مرد یا زن معرفی شده اند، اما از نظر ظاهری و تمایلات درونی نظیر نوع رفتار ، آرایش ظاهری و شیوه انتخاب لباس به جنس مخالف گرایش دارند.
کارشناسان در خصوص این افراد تاکید کرده اند که این مسئله به خانواده آنان، نوع تربیت و یا خود بیماران ربط ندارد و بدون هیچ دخالت انسانی به وجود می آید. اما تحقیرهای جامعه به این گروه و یا نسبت به خانواده شان سبب شده تا آنان گوشه گیر و منزوی شوند و یا حتی در بعضی اوقات اعضای خانواده پنهان کردن فرزند خود را به معرفی آن ترجیح دهند.
از سوی دیگر بسیاری از خانواده هایی که از آگاهی بیشتری برخوردارند و رفع مشکل فرزند خود را بسیار جدی مد نظر قرار داده اند ، از توانایی پرداخت هزینه های عمل جراحی بی بهره بوده و موفق به تغییر وضعیت موجود نشده اند.
"امان الله قرایی مقدم "،آسیب شناس اجتماعی می گوید:"جامعه با این افراد برخورد مناسبی ندارد و از آنرو که این افراد با ارزش های معمول در جامعه هماهنگ نیستند، رفتارهایی از خود بروز می دهند که نابهنجار معرفی می شود و به این دلیل واکنش جامعه نسبت به این گروه متناسب با حقوق انسانی و فردی آنان نیست."
وی با تاکید بر اینکه چنین واکنش هایی برای این افراد بسیار مضر خواهد بود ، می افزاید: "رفتارهای غیر معقول جامعه سبب می شود تا دوجنسیتی ها با یکسری مشکلات روحی و روانی روبرو شوند که نتیجه آن بروز واکنش آدمهای شکست خورده و ناکام است که در پاره ای از موارد هم در اقدام به خودکشی نه تنها خیلی نزدیک می شوند، بلکه در انجام آن بسیار موفق هستند."
قرایی مقدم معتقد است که زمانی که مردی با خصوصیات زنانه و زنی با خصوصیات مردانه در جامعه شناخته می شود از آنجا که به اجبار باید از فضاهای اجتماعی کناره گیرد، دچار عقده حقارت و بدبینی نسبت به جامعه و اعضای آن خواهد شد.
این آسیب شناس درباره نتیجه این مسائل ، تصریح می کند : " نتیجه این رفتار بیرحمانه اجتماعی به وجود آمدن خشم نسبت به جامعه است که به دنبال آن احتمال گرایش به جرم و کارهای خلاف قانون در بین افراد دوجنسیتی به وجود می آید."
"مصطفی اقلیما"، رییس انجمن مددکاران ایران و جامعه شناس می گوید: "مسئله دو جنسیتی ها در دنیا حل شده است و آنان دارای حق زندگی با نوعی که خود ترجیح می دهند، هستند. "
وی ضمن اشاره به اینکه به دلیل زندگی مخفی این عده هیچ آماری خصوص آنان وجود ندارد ، می افزاید :" طبیعی است که این افراد در کشوری نظیر ایران بسیار رنج می برند و خانواده های آنان به همان اندازه به دلیل آنکه تصور می کنند در امر تربیت فرزندان خود کوتاهی کرده اند در رنج و عذاب هستند."
به گفته رییس انجمن مددکاران ایران این رفتارها در اثر مرور زمان سبب می شود تا چنین آدمهایی خود به دلیلی که هیچ مقصر نیستند دچار شرمندگی شوند و از جامعه کنار بکشند.
اقلیما در ادامه اظهار می دارد: "در حال حاضر در سطح کشور به نظر نمی آید تعداد این افراد زیاد باشد زیرا با مراجعه به محل تجمع آنان (پارک لاله و پارک دانشجو) می توان به این نتیجه دست یافت؛ اما در دانشگاه ،دانشجویانی وجود دارند که به دلیل وجود همین مشکل به من مراجعه می کنند و به قدری هزینه درمان و عمل جراحی برای آنان زیاد است که این روش درمانی کمتر مورد استقبال قرار می گیرد."
این جامعه شناس بااشاره به اینکه، دوجنسیتی ها به دلیل خصوصیات درونی شان کمتر یه سمت کارهای خلاف قانون کشیده می شوند، یادآوری می کند: " اگر اکنون به این مسئله نپردازیم و راه های حل آن را در دستور کار قرار ندهیم ، اطمینان دارم که در سال های آینده با معضلی مشابه بیماری ایدز مواجه خواهیم شد."
"رضا ضیابری"، کارشناس مسائل اجتماعی می گوید:"دو جنسیتی ها از نوعی اختلال روانی خفیف رنج می برند که این امر ناشی از ترس روبرو شدن با برخوردهای بد اجتماعی است."
وی می افزاید:"این افراد در بدو امر سعی می کنند با تغییر نام خود به جنس مورد علاقه ، نخستین گام ها را بردارند اما به مرور در می یابند عکس العمل جامعه و خانواده منفی است و باید همان نام های نامانوس را انتخاب کنند."
ضیابری در ادامه می افزاید: " رفتار جامعه و خانواده با این افراد تا حدودی طبیعی به نظر می رسد زیرا نگرش ناباورانه به رفتار این عده موجب تشدید سوءظن در قبال افراد دو جنسیتی می شود."
به گفته وی افراد دو جنسیتی بیمارانی هستند که مرتکب هیچگونه خلاف غیر شرعی نمی شوند و لازم است که سازمانهای مدد رسانی خاص تا تعیین وضعیت این افراد ، حمایت های مالی و معنوی خود را از آنان دریغ نکنند.